خرید بک لینک

بارها تصميم گرفتم كه بنويسم،بنويسم كه شايد اين ذهن شلوغ كمي ارام بگيرد؛اما حرف هايم وقت نوشتن تمام ميشدند،نه اينكه ارام بگيرم فقط انگار حرف ها خودشان را قايم كرده بودند،حضورشان حس ميشد اما ديده نميشدند.آنقدر خودشان را قايم كردند كه راه بيرون امدن را هم فراموش كردند و تبديل شدند به درد.. به بغض توي گلويم،به ماده سيال سياه توي رگ هايم،به يك چيز سنگين بزرگ روي قلبم.اما حالا ميخواهم دوباره بنويسم،ميخواهم راه بيرون آمدن را به حرف ها نشان بدهم ميخواهم تمام كارهايي كه انجام نداده ام را انجام بدهم ميخواهم دوباره به خودم اعتماد كنم.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۱۲/۲۰ساعت ۹:۸ ب.ظ توسط مبینا |

برچسب: نویسنده: متین کاظمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:08

صفحه بندی