0 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:08
بارها تصميم گرفتم كه بنويسم،بنويسم كه شايد اين ذهن شلوغ كمي ارام بگيرد؛اما حرف هايم وقت نوشتن تمام ميشدند،نه اينكه ارام بگيرم فقط انگار حرف ها خودشان را قايم كرده بودند،حضورشان حس ميشد اما ديده نميشدند.آنقدر خودشان را قايم كردند كه راه بيرون امدن را هم فراموش كردند و تبديل شدند به درد.. به بغض توي گ...
چاره ما هيچ نيست جز سپر انداختن - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 15:29
ادم ترسيده را چاره چيست؟ترسيده از رفتنت،از نبودنت.. آدم ترسيده را چاره جز التماس تو چيست؟
فكر هاي ساعت٢شب - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:28
تصميم گرفته بودم كه تغييراتي ايجاد كنم،كه حال و هواي اطرافم رنگي عوض كند و از يكنواختي در بيايد..ميخواستم بار و بنديل جمع كنم و بروم اتاق ديگر خانه،اتاقي كه پنجره دارد..همين پنجره دليل اصلي اين تصميم بود..كه صبح ها نور داخل اتاقم بتابد، بوي پاييز در اتاقم بپيچد..ميخواستم ديوار اتاق را رنگ كنم..سفيد ...
که مثلا بعد از دو سال و اندی به بلاگفا بازگردی - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 16:51
آخرین حرف هایم در بلاگفا،آخرین وبلاگم آنچنان با من غریبه است که انگار منی دیگر آن را نوشته است. شاید من الان،من شهریور95 هیچ شباهتی با آن نویسنده ندارم...منی که هیجان و شور ابتدای نوجوانی ام را پشت سر گذاشته ام و اکنون منی که عوض شد،دوباره به بلاگفا بازگشته است.

برچسب‌های مرتبط

چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن | چاره ی ما هیچ نیست جز سپر انداختن |